CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
كرمانشاه هندوستان ايران زمين
کرمانشاه در پیش از تاریخ | پیش از تاریخ کرمانشاه

کرمانشاه در پیش از تاریخ

کرمانشاه از لحاظ بقایای سکونت‎های پیش از تاریخ یکی از مناطق بسیار غنی و مهم در ایران و غرب آسیا است. قدیمی‎ترین آثار سکونت بشر در کرمانشاه مربوط به پارینه سنگی قدیم است که شامل چند تبر دستی سنگی است که در منطقه گاکیه و غرب هرسین یافت شده‌است.این آثار دست‎کم حدود ۲۰۰ هزار سال قدمت دارند. آثار مهمی از دوران پارینه سنگی در غارهای کرمانشاه کشف شده‌است که مربوط به دوره‎های پارینه سنگی میانی، جدید و فراپارینه سنگی است.

 نخستین غاری که در ایران کاوش شد غار شکارچیان در بیستون کرمانشاه قرار دارد که تنها بقایای استخوانی انسان نئاندرتال در ایران در آن کشف شده‌است. آثار سکونت نئاندرتال‎ها همچنین در سایر غارهای بیستون چون غار مر تاریک و غار مر آفتاب کشف شده‌است. در غارهای شمال شهر کرمانشاه مثل قبه و دو اشکفت نیز ابزارهای سنگی این دوره یافت شده‌است.از دوره پارینه سنگی جدید و فراپارینه سنگی نیز آثاری در غارهای مرخریل و کولیان کشف شده‌است.
از کهن ترین آثار سکونت روستانشینی اولیه در غرب
آسیا چندین مکان در اطراف کرمانشاه قرار دارند که از میان آن‎ها می‎توان به گنج‎دره در غرب هرسین و سراب و آسیاب در شرق کرمانشاه اشاره کرد. گفتنی است که قدیمیترین مدارک اهلی کردن بزو اسب در تپه گنج دره شناسایی شده‌است که نتایج مطالعه آن اخیرا به وسیله پرفسور ملیندا زیدر در نشریه معتبر ساینس منتشر شد.

 در ضمن باید خاطر نشان ساخت که مردم و ساکنین این منطقه ماد‌های اصیلی هستند که در گذشته به طوایف آمادی ملقب بوده‌اند و طی سالیان زیاد با وجود اقوام دیگر به دلیل شرایط منطقه‌ای بکر مانده بودند.


نوشته شده توسط سعيد در 8 دي 1387 ساعت 14:18
مرگ گویش ها | عمومي

 

گویش های محلی کرمانشاه در حال زوال وفراموشی

استان تاريخي کرمانشاهان سرزمين انواع گويشها و لهجه ها است. استاني که گويشها و لهجه هاي مناطق مختلف آن مانند طبيعت هزار رنگش در هر گوشه به رنگي ديگر در مي آيد. به اعتقاد صاحب نظران شايد کمتر استاني به اندازه استان کرمانشاه از لحاظ تنوع قومها، قبيله ها، فرقه ها و مذاهب مختلف برخودار باشد و هر يک از اين گروه ها نيز به لهجه ها و گويشهاي شيرين خود تکلم مي کنند. گروهي از صاحب نظران معتقدند: امروز به نوعي دوره زوال گويشها و لهجه هاي محلي فرا رسيده است و اين ميراث فرهنگي ارزشمند در سراسر کشور راه زوال و نابودي را مي پيمايد. يکي از آگاهان در زمينه زبانها و گويشهاي محلي گفت: بحث مرگ گويشها و لهجه ها بحثي کاملا علمي و پذيرفته شده است ،به طوري که بسياري از زبان شناسان برجسته دنيا معتقدند در طول سال با مرگ بسياري از لهجه ها و زبانهاي بومي در جهان مواجهند. جليل آهنگرنژاد در گفت و گو با  ايرنا افزود: زبان شناسان معتقدند در کشورهاي شرق آسيا اين مرگ لهجه ها و گويشها بيشتر است به طوري که فرهنگ جهاني به راحتي جايگزين فرهنگهاي بومي شده و آنها را تهي مي کند و به مرگ آنها مي انجامد. وي در خصوص ريشه پيدايش گويشها و زبانهاي محلي گفت: جغرافياي خاص هر منطقه و سبک زندگي ساکنان مناطق مختلف موجب خلق واژه هاي بسياري مي شود که متناسب با محيط طبيعي، سبک زندگي و ابزارها وسايل مورد نياز مناطق مختلف است. آهنگرنژاد افزود: به همين جهت مي بينيم واژه هايي که در مناطق ايل نشين و کوهستاني مورد استفاده قرار مي گيرد با واژه هايي که در کوير يا مناطق ساحلي وجود دارد کاملا " متفاوت است و اين واژه ها گويشهاي مختلف و متفاوتي را نيز ايجاد کرده اند. وي با اشاره به دلايل زوال گويشهاي محلي گفت: براساس بحث دهکده جهاني که به عنوان يک اصل و ايده قوي در جهان حاکم است زبان و فرهنگ مشترک بايد بر جهان حاکم باشد و اين باعث زوال زبانها و گويشهاي محلي است. وي افزود: در کشور ما نيز توجه بيش از حد به زبان رسمي کشور و ناديده گرفتن گويشها و لهجه هاي محلي از جمله اين دلايل است که موجب مي شود زبان رسمي کشور تاحدي به يک زبان خشک تبديل شود و سرچشمه هاي گويشي پيرامون آن خشک شود. وي گفت: اين امر در نهايت به خود زبان رسمي هم آسيب مي رساند چرا که گويشها براي زبان رسمي حکم سرچشمه هاي کوچک براي رودهاي بزرگ را دارد.  تاريخ ادبيات فارسي به ما مي گويد که اواخر قرن ششم تا هشتم و نهم دوره اي بوده براي اعتلاي ويژه زبان و ادب فارسي و مهمترين مولفه آن اين است که در آن زمان گويشها و لهجه هاي متعددي در اقصي نقاط ايران رواج داشته به گونه اي که واژه ها و تعابير و ضرب المثل هايشان به شکلي وارد زبان فارسي شده و باعث غناي اين زبان شده است. در استان کرمانشاه که از نظر گويشهاي مختلف به هندوستان ايران شباهت دارد داراي لهجه ها و گويشهاي متعددي است که بعضي از آنها حتي قابليت يک زبان مستقل را دارد مانند گويش اورامي که از اصيل ترين و باستاني ترين گويشهاي ايران به شمار مي رود. اين صاحب نظر با اشاره به راهکارهايي در اين زمينه افزود: معتقدم هر کشور با پرچم هويت خود بايد وارد دهکده جهاني شود و در خصوص حفظ و بقاي گويشهاي محلي نيز رسانه ها بويژه رسانه هاي ديداري و شنيداري بيشترين نقش را مي توانند ايفا کنند. وي گفت: در سالهاي گذشته متاسفانه برنامه هاي صدا و سيما به گونه اي بود که شايد ناآگاهانه و غيرمستقيم موجب تخريب زبانهاي محلي مي شد و حتي در بعضي برنامه ها اين گويشها به سخره گرفته مي شد، اما در سه چهار سال گذشته اين جهت گيري به کلي تغيير کرده است و اکنون صدا و سيماي استان برنامه هاي خوبي در جهت حفظ و احياي گويشهاي محلي دارد. همچنين کارشناس فرهنگي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه  گفت: گويشها از نظر مردم شناسي و جامعه شناسي نمايانگر يک هويت اند. در دنياي امروز که بسياري از کشورها به دنبال يک هويت حتي توهمي و خود ساخته براي خود هستند تا خود را ريشه دارتر و عميق تر معرفي کنند ما هويت و تمدن بزرگ ايراني و اسلامي داريم. "رضا موزوني" در گفت و گو با ايرنا افزود: ملتي که از هويت و گذشته خود بيگانه باشد به راحتي مورد آسيب قرار مي گيرد و اين گويشها شناسنامه هويتي ما هستند که به ما مي گويند چند هزار سال قدمت داريم. به گفته اين کارشناس فرهنگي واژه ها، ضرب المثل ها، قصه ها، آواهاي محلي، افسانه ها و بازي ها همه به عنوان بخشي از هويت ما در معرض تهديد هستند.  وي افزود: امروز تکلم به گويشهاي محلي در استان کمرنگ شده و من از اين بابت احساس نگراني مي کنم و معتقدم با اين روند تا  50سال آينده اثري بسيار کمرنگ از گويشها آن هم در مناطق عشايري باقي خواهد ماند. وي با اشاره به راهکارهايي در اين خصوص گفت: صدا و سيما، ادارات فرهنگي، دانشگاه ها بايد در حوزه خود در اين زمينه کار کنند. مثلا ميراث فرهنگي روي صنايع دستي ما تاکيد کند، اداره ارشاد روي آواهاي محلي و صدا و سيما اينها را برجسته کند و به مردم اطلاع رساني کند. موزوني گفت: بايد با کودکان در کنار زبان رسمي به زبان محلي نيز صحبت شود تا گويش هاي محلي فراموش نشود. پژوهشگر، نويسنده و زبان شناس کرمانشاهي نيز گفت: گويشهاي مختلفي که در استان کرمانشاه رواج دارد ريشه در زبان کردي به عنوان زبان نژاد يا قوم کرد دارد. زبان کردي داراي چهار شاخه اصلي است و  60گونه گويشي را در بر مي گيرد که چهار شاخه اصلي زبان کردي شامل کرمانج جنوب، کرمانج شمال، کردي کرمانشاهي و اورامي و گوران است که هر يک گويشهاي خاصي را شامل مي شود. اردشير کشاورز افزود: جاف جوانرود، سوراني، پاوه اي، ژاو رودي، لهوني، بالاجوبي، کلهري، لکي، فارسي کرمانشاهي، اورامي، گوران، ترکي سنقري، لري و لکي را از رايج ترين گونه هاي گويشي در استان کرمانشاه برشمرد. وي گفت: در ميان اين گويشها کردي کلهري بيشترين گويش ور را در استان دارد و لري محدودترين گويش در استان کرمانشاه است.وي در خصوص اهميت زبانها و گويشهاي محلي گفت: گويشهاي محلي ميراث فرهنگي ارزنده کشور ما است که بايد حفظ شود. زيربناي فرهنگ يک جامعه گويش مادري است که اگر با آن بيگانه باشي با فرهنگ و آداب و رسوم خود بيگانه هستي. وي گفت: زبان کردي از زبانهاي درجه يک کشور است و گويشهاي متعددي از اين زبان منتج مي شود اما متاسفانه چون اکنون آثار مکتوب ما اعم از شعرو نثر به زبان فارسي است زبان کردي از يک پشتوانه علمي و فرهنگي قوي محروم شده است.

برگرفته از : http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/Article.aspx?AID=5249#25936


نوشته شده توسط سعيد در 9 آذر 1387 ساعت 16:29
كرمانشاه بهشت زبان‌شناسي ايران | عمومي

كرمانشاه بهشت زبان‌شناسي ايران است

دكتر ميرجلال‌الدين كزازيكزازي: كرمانشاه بهشت زبان‌شناسي ايران است

دكتر ميرجلال‌الدين كزازي استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبيات كهن گفت:« كرمانشاه بهشت زبان‌شناسي ايران است و گويش‌هاي محلي مناطق مختلف آن بايد بيشتر مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد.» کزازی پژوهشگر نامی کرد ومتولد کرمانشاه وساکن تهران است...

به گزارش میراث خبر،وی که در چهاردهمين جشنواره يك هفته با كانون سخن مي‌گفت افزود:« در سرزمين‌هاي ديگر اگر نشاني از گويش‌هاي ديگري مي‌يابند -كه حتي از چند واژه بيشتر تشكيل نشده است- تمام دانشجويان و محققان خود را براي پژوهش در باره آن زبان بسيج مي‌كنند و در باره آن ده‌ها كتاب مي‌نويسند، در حالي كه اگر در كرمانشاه از دهستاني به دهستان ديگري برويد با زبان و گويشي ديگر روبرو مي‌شويد، زبان‌هايي يادآور فرهنگ نياكان، در عين حال زنده و روزآمد كه مردم هنوز آن را به كار مي‌برند.»

كزازي توضيح داد كه در زبان كرمانشاهيان واژه‌هايي هنوز به كار مي‌رود كه ريشه در تاريخ و فرهنگ اين كشور دارد و حتي در كتاب‌ها و افسانه‌هاي كهن ايراني از اين واژه‌ها استفاده شده است.
اين پژوهشگر ادبيات كهن ايران در عين حال از كرمانشاه به عنوان بهشت باستان‌شناسان و سرزمين شعر و هنرهاي ناب بومي ايران ياد كرد و گفت:« در كمتر شهر يا دهستاني از اين استان پاي مي‌گذاريد كه در آن نتوان يادگاري گرانمايه از تاريخ و فرهنگ ايران يافت كه سنگ نبشته ارجمند داريوش هخامنشي بر سينه ستبر بيستون از آن جمله است.»
وي موسيقي كرمانشاه را بخشي از زندگاني ناگزير مردم اين سامان دانست و تأكيد كرد: « خنيا و موسيقي در كرمانشاه، هنري براي سرگرمي و نوجويي نيست تا اگر كاري براي انجام دادن نداشته باشيم به آن بپردازيم بلكه مردم به هنگام بزم و رزم و سور و سوگ از اين موسيقي استفاده مي‌كنند كه از كهن‌ترين اين ترانه‌ها «هوره» است كه خاستگاه موسيقي آييني ايران به شمار مي‌رود و ريشه در هزاران سال قبل دارد.»

منبع: سایت کوردنیوز


نوشته شده توسط سعيد در 22 آبان 1387 ساعت 13:54
كرمانشاه كلكسيون آثار پادشاهان ايراني | عمومي

 

سازمان ميراث فرهنگي و آثار تاريخي كرمانشاه

تنوع مذهب و قوميت در كرمانشاه

 

بزودي عكس ، مقاله » خبر و ساير مطالب مربوط به آثار باستاني استان كرمانشاه همچون تاق بستان ،

معبد آناهيتا ، پيكره و سنگ نوشته آنوباني ني در سر پل ذهاب ، قلعه يزدگرد ، گنج دره هرسين ،

 كاخ ۲۰۰۰ ساله گيلانغرب و ... در اين وبلاگ ارايه مي گردد.

 

 آثار پیش از تاریخ در استان كرمانشاه

 

مجموعه باستانی طاق بستان و دریاچه مقابل آن


 

 ديگر آثار تاریخی استان كرمانشاه


نوشته شده توسط سعيد در 22 آبان 1387 ساعت 12:21
در باره استان كرمانشاه | درباره استان کرمانشاه

تاريخچه کرمانشاه:


 سرزمينى كه امروزه استان كرمانشاه ناميده ميشود به واسطه هم جوارى با تمدنهاى عيلامى، كاسى

 

 و تمدنهاى بين دو رود ) بین النهرین (از ديرباز مهد تمدن هاى كهن و نيز مورد توجه حكومتهاى مقتدر

 

 زمانه بوده است. در كاوشهايى كه از محل گنج تپه واقع در انتهاى شرقى دشت كرمانشاه بدست آمده

 

 است، قدمت آثار  کشف شده در اين ناحيه  به 7000 تا 8500 سال قبل از ميلاد ميرسد.

 

علاوه بر آن، باستان شناسان آثارى  از عصر پارينه سنگى و نوسنگى بدست آورده اند.  

 

 آثارى چون كتيبه و نقش داريوش هخامنشی در بيستون، معبد آناهيتا، تاق بستان يادگارهاى بجا

 

مانده تاريخ كهن  كرمانشاه هستند. از آنجا كه اكثريت مردم استان را كردها تشكيل مى دهند، فرهنگ

 

و آداب و رسوم  اين قوم، سيماى فرهنگى اين استان را تعريف مى كند.

 

در باره استان كرمانشاه

استان كرمانشاه  در غرب كشور ايران قرار دارد اين استان از شمال با كردستان از مشرق با همدان

 از جنوب شرقي با لرستان و از جنوب با ايلام همسايه است و در غرب نيز با كشور عراق همجوار است .

استان كرمانشاه بخشي از رشته كوه زاگرس است كه در دورانهاي مختلف زمين شناسي بر اثر حركت

صفحه آفريقا - عربستان به سوي صفحه ايران و در نتيجه پيدايش چين خوردگي رسوبات دوران دوم و

 اوايل دوران سوم تشكيل شده است پس از تشكيل ارتفاعات و چاله ها عوامل فرسايشي آن ها را تحت

تاثير خود قرار داده است چاله ها يا ناوديس ها از مواد آبرفتي ناشي از عمل فرسايش انباشه شده و

 دشتهاي امروز استان را به وجود آورده است جنس مواد تشكيل دهنده ناهمواريها اغلب رسوبي و از

 نوع آهك است كه نمونه بارز آن كوههاي بيستون و پراو است .

شهر کِرمانشاه  مرکز استان کرمانشاه و نیز مرکز شهرستان کرمانشاه در این استان است.

کرمانشاه هفتمین شهر بزرگ ایران پس از تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و اهواز است.

جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران ۷۸۴٬۶۰۲ نفر بوده و از لحاظ آب و

 هوایی جزو مناطق معتدل کوهستانی قرار می‌گیرد. کرمانشاه در بخشی از منطقه بزرگ کرمانشاهان

واقع شده که بخشی از کردستان عراق درآن  قرار دارد.از جمله شهرهای عمده کرمانشاه غربی میتوان

به خانقین اشاره کرد کرمانشاه که از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران است به دلیل قرارگیری در

 تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با عراق و واقع شدن بر سر

راه کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است. سه رودخانهٔ قره سو، آبشوران و چم بشیر در

 کرمانشاه جریان دارند.

در روزگار ساسانیان شاهنشاهان ایران توجه بسیاری به کرمانشاه داشتند و کرمانشاه پایتخت

 امپراتوری ایران به حساب می آمده است در زمان سلجوقیان کرمانشاه  مرکزمنطقه کردستان بود.

مردم این شهر به زبانهای کردی (کرمانشاهی، کلهری، جافی) و فارسی کرمانشاهی سخن می‎گویند.


نوشته شده توسط سعيد در 1 فروردين 1385 ساعت 00:00
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: